www.saharjojo2.persianblog.ir

امروزباران می بارد. . .

...اصلا" این حرفها را ول کن ...

 

گیرم که دستمان به خورشید نمی رسد ...

 پنجره را که نباید ببندیم .

...مثلا" دلشوره باد و کنار رفتن پرده را پیش می کشی که چه؟

نه!

 اشتباه نکن!

این حکایت، حکایت "نه تو مانی و نه من" نیست!

 من و تو می مانیم . فقط باید ماندن را از نو تعریف کرد...

خودمان را هم گول نزنیم !

ما به شیشه های بخار گرفته عادت کرده ایم و به ادوکلن هایی که گاه هویدا می کنند

دوست داشتن آدمی را!

 می گویی نه ؟

کلاه خودت را قاضی کن و ببین باران که می آید - مثل همین امروز! - دلتنگ کدام خیابان

می شوی ؟

...اصلا" این حرفها را ول کن ...ا

مروز باران می بارد!!!

۱۳۸۸/۱٢/۱٠ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط سحر نظرات ()
تگ ها: باران